تیره حال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیره حال . [ رَ / رِ ] (ص مرکب ) بدحال . (آنندراج ). مکدر. ملول . غمگین و پریشان سیه بخت : چون زلف یار کرد مرا چرخ خیره سر چون خال دوست کرد مرا دهر تیره حال . مجد همگر (از آنندراج ). رجوع به تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.