تیره رایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیره رایی . [ رَ / رِ ] (حامص مرکب ) بدرایی وناراستی و نادرستی . بداندیشی و بدفکری : در این کشور که هست از تیره رایی سیه کافور و، اعمی روشنائی . نظامی . ز نادانی و تیره رائی که اوست خلاف افکند در میان دو دوست . سعدی (بوستان ). رجوع به تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.