تیز راندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیز راندن . [ دَ ] (مص مرکب ) راندن با شتاب . سخت سریع راندن : چو بشنیدفرمانبران را بخواند سوی طیسفون تیز لشکر براند. فردوسی . رجوع به ماده ٔ بعد شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیز راندن . [ دَ ] (مص مرکب ) راندن با شتاب . سخت سریع راندن : چو بشنیدفرمانبران را بخواند سوی طیسفون تیز لشکر براند. فردوسی . رجوع به ماده ٔ بعد شود.