تیز گردیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیز گردیدن . [ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) تند و بران شدن لبه یا نوک چیزی مانند شمشیر و نیزه و غیره . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ خشمگین و قهرآلود گشتن . (ناظم الاطباء). کنایه از خشمگین و قهرآلود شدن باشد. (برهان ) (آنندراج )(از انجمن آرا) (از فرهنگ فارسی معین ) : سخن گوی و بشنو از ایشان سخن کس ار تیز گردد تو تیزی مکن . فردوسی . وگر تیز گردد گشوده ست راه تهمتن هم ایدر بود با سپاه . فردوسی . رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.