تیزبازاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزبازاری . (حامص مرکب ) روائی بازار. بازارگرمی : برده رونق به تیزبازاری تار زلفش ز مشک تاتاری . نظامی . تیزبازاری عدلت چو فلک دید به عدل گفت در بند فطیری تو که گرم است تنور. سلمان ساوجی . رجوع به تیز ودیگر ترکیبهای آن شود.