تیزتگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزتگی . [ تی ت َ ] (حامص مرکب ) تیزتکی . سرعت . تندروی . عمل تیزتگ : دی که ز پیش تو به نخجیر شد تیزتگی کرد و عدم گیر شد. نظامی . تیزتگی پیشه ٔ آتش بود بازنمانی ز تک، آن خوش بود. نظامی . رجوع به تیزتگ و تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.