تیزخیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزخیز. (نف مرکب ) تیزتک . تند. تندرو : ترسم کآن وهم تیزخیزت روزی وهم همه هندوان بسوزد بسخون . اسدی (از گنج بازیافته ص ٥٨). تیز چو گوش فرس تیزخیز صورت و معنی به صفت هر دو تیز. ظهوری (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزخیز. (نف مرکب ) تیزتک . تند. تندرو : ترسم کآن وهم تیزخیزت روزی وهم همه هندوان بسوزد بسخون . اسدی (از گنج بازیافته ص ٥٨). تیز چو گوش فرس تیزخیز صورت و معنی به صفت هر دو تیز. ظهوری (از آنندراج ).