تیزدادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزدادن . [ دَ ] (مص مرکب ) اخراج ریح به آوازاز زیر. رها کردن باد. ضرط. باد کندن . حصم . گوزدادن . گوزیدن . (از یادداشتهای مرحوم دهخدا) : خورد سیلی زند بسیار طنبور دهد تیز اوبه تازی همچو تندور. طیان (از یادداشت ایضاً).