تیزرفتار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزرفتار.[ رَ ] (ص مرکب ) تیزرو. سریعالسیر و چابک . (ناظم الاطباء). هذرف . سریعالسیر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا):فرس ضابع؛ اسب تیزرفتار. (منتهی الارب ) : مرغان خدنگ تیزرفتار برخوردن خون گشاده منقار. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزرفتار.[ رَ ] (ص مرکب ) تیزرو. سریعالسیر و چابک . (ناظم الاطباء). هذرف . سریعالسیر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا):فرس ضابع؛ اسب تیزرفتار. (منتهی الارب ) : مرغان خدنگ تیزرفتار برخوردن خون گشاده منقار. نظامی .