تیزرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزرفتن . [ رَ ت َ ] (مص مرکب ) با شتابی عظیم رفتن . تند و بشتاب رفتن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). با شتاب رفتن . تند رفتن . انجذاب . تجلیز : کسی کآشتی جوید و سور و بزم نه نیکو بود تیز رفتن به رزم . فردوسی . نه جای درنگ و نه راه گریز پس اندر همی رفت بهرام تیز. فردوسی . میروی و مژگانت خون خلق می ریزد تیز می روی جانا ترسمت فرومانی . حافظ (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).