ثبات کردن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] ۱- (مص ل.) پایداری کردن، استقامت ورزیدن. ۲- ثابت شدن، پایدار ماندن. ۳- مقاومت کردن. ۴- (اِمص.) پایداری، استقامت.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] ۱- (مص ل.) پایداری کردن، استقامت ورزیدن. ۲- ثابت شدن، پایدار ماندن. ۳- مقاومت کردن. ۴- (اِمص.) پایداری، استقامت.