ثبات
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(ثَ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) بر جای ماندن، پایدار بودن. ۲- دوام یافتن، پایدار بودن. ۳- (اِمص.) پایداری. ؛ ~ عزم راسخ عزمی، ثابت عزمی. ؛ ~ قدم استقامت، پایداری.
(ثَ بّ) [ ع. ] (ص.) ثبت کننده، کارمندی که نامهها را در دفتری مخصوص ثبت میکند.
(ثُ) (اِ.) دردی که آدمی را از حرکت بازدارد.