ثقل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثقل . [ ث َ ق ِ ] (ع مص ) سست و کاهل شدن . ◄ گران شدن به وزن .
ثقل . [ ث ُ ] (ع ص، اِ) ج ِ ثقیل .
ثقل . [ ث َ ] (ع اِمص ) سنگینی . گرانی . ◄ (مص ) گران شدن آزمودن وزن بدست . ◄ چربیدن و افزون آمدن چیزی بر چیزی در وزن . ◄ گوسفند را دروا کردن برای سنجیدن گوشت . ◄ سخت بیمار شدن . ◄ سنگین شدن بیماری کسی . ◄ ثقلت المراءة؛ گران شد زن و ظاهر شد آبستنی وی . ◄ ثقل عرفج ؛ تازه و ترگردیدن شاخ آن . ثقل ثمام ؛ تر و تازه گردیدن ثمام .