ثنیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثنیان . [ ث ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ ثَنی . شتران نر در سال ششم درآمده . ثناء.
ثنیان . [ ث ُ ] (ع ص، اِ) آنکه دومین کس باشد در مهتری و فضیلت . مهتر دوم در مهتری . ◄ مرد بی عقل و بی رای و رای تباه . ج، ثنیة.
ثنیان . [ ث ِ ] (اِخ ) نام موضعی که در آنجا غمّان و تغلب و ذبیان و غیرهم بر بنی عذره تاخت آوردند و ظفر نصیب بنی عذره گردید. ◄ نام موضعی است که در آنجا غمّان و تغلب و ذبیان و غیر هم بر بنی زهره ظفر یافتند.