جا افتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جا افتادن . [ اُ دَ ] (مص مرکب ) بجای خود قرار گرفتن استخوان ازجای بشده . استخوان جابجا شده بجای خود بازافتادن . ◄ دم کشیدن پلو یا غذای دیگر. ◄ نیک پخته شدن غذا: کوفته اش هنوز جا نیفتاده است .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جا افتادن . [ اُ دَ ] (مص مرکب ) بجای خود قرار گرفتن استخوان ازجای بشده . استخوان جابجا شده بجای خود بازافتادن . ◄ دم کشیدن پلو یا غذای دیگر. ◄ نیک پخته شدن غذا: کوفته اش هنوز جا نیفتاده است .