جا افتادن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اُ دَ) (مص ل.) ۱- با محیط یا شغل تازه سازگار شدن. ۲- در جای خود قرار گرفتن استخوان جابه جا شده. ۳- خوب پخته شدن غذا، به ویژه آش و مانند آن. ۴- با تجربه شدن، به کمال رسیدن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اُ دَ) (مص ل.) ۱- با محیط یا شغل تازه سازگار شدن. ۲- در جای خود قرار گرفتن استخوان جابه جا شده. ۳- خوب پخته شدن غذا، به ویژه آش و مانند آن. ۴- با تجربه شدن، به کمال رسیدن.