جا
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
[ په. ] (اِ.) ۱- مکان، موضع. ۲- رختخواب، بستر. ۳- منزل، مأوا. ۴- ظرف، بشقاب. ۵- قدر، منزلت. ؛از ~ دررفتن کنایه از: عصبانی شدن، خشمگین شدن. ؛~ تر است و بچه نیست کنایه از: فرد مورد نظر دررفته، آن شی ء از میان رفته.
زدن (زَ دَ) (مص م.) ۱- جنس بدلی یا نامرغوب را به جای مرغوب و اصلی به کسی دادن یا فروختن، قالب کردن. ۲- از ترس، نظر و تصمیم خود را عوض کردن. ۳- کسی را به جای دیگری معرفی کردن.