جاحس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جاحس . [ ح ِ ] (ع ص ) درآینده در چیزی . (از منتهی الارب ). داخل . (از تاج العروس ). ◄ خراشنده ٔ پوست .(از منتهی الارب ). و رجوع به تاج العروس شود. ◄ قاتل . کشنده : جَحَس فلاناً؛ کشت او را. (منتهی الارب ). و رجوع به تاج العروس و رجوع به جاحش شود.