واژه جو

جاروب کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جاروب کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) رُفتن جایها. جاروب زدن . جاروب کشیدن : و قالی تکانیدن و جاروب کردن متعلق به سرایدار است . (تذکرة الملوک چ ٢ ص ٣٢). رجوع به جاروب زدن و جاروب کشیدن شود.

معنی جاروب کردن | واژه جو