واژه‌جو

جاسوسکه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جاسوسکه . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باباجانی بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان در ٥ هزارگزی جنوب خاوری ده شیخ و ٢ هزارگزی کلارشن واقع شده و محلی است کوهستانی و گرمسیر و ١٠٠ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه تأمین میشود و محصول آنجاغلات، حبوبات دیم و لبنیات است . شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . ساکنین این محل از طائفه ٔ باباجانی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).

معنی جاسوسکه | واژه‌جو