جان بردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بُ دَ) (مص ل.) سالم ماندن، زنده ماندن.واژه قبلی: جان بر کفواژه بعدی: جان به سر شدن