جان به سر شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بِ. سَ. شُ دَ) (مص ل.) ۱- سخت بی تاب شدن. ۲- به حال مرگ افتادن.واژه قبلی: جان بردنواژه بعدی: جان بوز