جان دادن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) (مص ل.) ۱- مردن. ۲- مجازاً، نهایت تلاش و کوشش را کردن.واژه قبلی: جان جانیواژه بعدی: جان دار