واژه جو

جای بستن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جای بستن . [ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) ترتیب دادن مکان . (ارمغان آصفی از بهار عجم ). جای دادن . جای معین کردن : به تخت جم نمی گنجید ذات قهرمان حق بعزت خانه ٔ عرش مجیدش جایگاه بستند. فغانی شیرازی (از ارمغان آصفی ).

معنی جای بستن | واژه جو