واژه جو

جای بودن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جای بودن . [ دَ] (مص مرکب ) سزاوار بودن . شایسته بودن : به شه نواخته شد فخر دین و جای بود بدین نوازش شاه ار کند تفاخر و ناز. سوزنی .

معنی جای بودن | واژه جو