واژه جو

جدامیش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جدامیش . [ ج َ ] (مغولی، اِمص ) مالیدن احجار بهم برای آمدن باران و برف . نوعی سحر و جادو. رجوع به ماده ٔ بعد شود.

معنی جدامیش | واژه جو