جدان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جدان . [ ج ُدْ دا ] (اِخ ) نام موضعی است . (منتهی الارب ). ظاهراً همان جدان بفتح صحیح باشد. رجوع بماده ٔ قبل شود.
جدان . [ ج َدْ دا ] (اِخ ) تثنیه، و نام موضعی است که در شعر اعشی آمده است . (از معجم البلدان ): فاحتلّت الغمرَ فالجدّین ِ فالفَرَعا. اعشی (از معجم البلدان ).
جدان . [ ج َدْ دا ] (اِخ ) نام پسر جدیله از قبیله ٔ ربیعه . (منتهی الارب ).مؤلف منتهی الارب در ذیل جد آرد: جدان بن جذیلةبن اسد از قبیله ٔ ربیعه است . (از منتهی الارب ). بنابراین یکی از جدیله و جذیلة مصحف دیگری است . مؤید آن اینکه مؤلف لباب الانساب ذیل جدانی نسب جدان را چنین مینگارد: جدان بن جدیلةبن اسدبن ربیعةبن نزار. (از لباب الانساب ).