جدیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جدیل . [ ج َ ] (اِخ ) نام محلی است معروف . (از مهذب الاسماء، نسخه ٔ خطی مؤلف ).
جدیل . [ ج َ ] (اِخ ) نام فحل نعمان بن منذر است . (منتهی الارب ). شتر گشنی است از برای نعمان بن منذر. (از شرح قاموس ). جدیل و شدقم، دو فحل است از شتر مر نعمان بن منذر را که به آنها مثل زنند. (از اقرب الموارد).
جدیل . [ ج َ ] (ع اِ) مهار تافته از پوست و رسن چرمین . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). مهاری که از چرم بافند. (آنندراج ). ◄ رسن چرمین یا از مو در گردن شتر. (منتهی الارب ). رسنی که از چرم و مو در گردن شتر کنند. (آنندراج ). رسن که در گردن اشتر کنند. (مهذب الاسماء). ◄ حمیل . (منتهی الارب ). حمایل که در گردن اندازند. (آنندراج ). و شاح . (از اقرب الموارد) : کان ّ دِمقسا أو فروع غمامة علی متنها، حیث استقّر جدیلُها. عبداﷲبن عجلان هندی (از اقرب الموارد). ج، جُدُل . (از منتهی الارب ) (آنندراج ).