جدیلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جدیلی . [ ج َ ] (ص نسبی ) منسوب است به جدیله که موضعی است در راه بصره بمکه ومنسوب به آن را جدلی نیز گویند. (از لباب الانساب ).
جدیلی . [ ج َ ] (اِخ ) ابوسعد گوید: معلی بن حاجب بن اوس جدیلی از مردمان جدیله است که منزلی است برسر راه حاجیان بصره . وی از یحیی بن راشد روایت کند. (از معجم البلدان ). و رجوع به لباب الانساب ج ١ شود.