جذبات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جذبات . [ ج َ ذَ ] (ع اِ) ج ِ جذبه ؛ کششها. ◄ فریبها. (ناظم الاطباء). ◄ فلان اخذ فی وادی جذبات ؛ یعنی راه گم کرد و بمنزل نرسید. (از منتهی الارب ). ◄ در تداول عرفان و تصوف، جذبه به معنی کشش خدای تعالی است مر بنده را بسوی خود. رجوع به جذبه شود.