جذمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جذمان . [ ج ُ ] (ع اِ) نره . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ذکر. ◄ بیخ ذکر. (شرح قاموس ). بن نره . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
جذمان . [ج ُ ] (اِخ ) موضعی است که کوشک و قلعه ای از کوشکهای [ آطام ] مدینه در آنجا قرار دارد. و بدین جهت به این اسم نامیده شد که قوم تبع هنگامی که بجنگ یثرب آمدند نخلها را بریدند. (از معجم البلدان ) : کان رؤس الخزر جیین اذ بدت کتائبنا تبری مع الصبح حنظل فلا تقربوا جذمان ان ّ حمامَه و جنتّه تأذی بکم فتحمّلوا. قیس بن الخطیم (از معجم البلدان ).