جذمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جذمة. [ ج ُ م َ ] (ع اِمص ) بریدگی دست . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اسم کم کردن از دست بریده است . (شرح قاموس ) (از اقرب الموارد). اسم للنقص من الاجذم و هو المقطوع الید. (اقرب الموارد). ◄ افتادگی سرانگشت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ): ما سمعت له جذمة؛ ابن سیده گوید: «جذمة» در اینجا به معنی کلمه است ولی ثابت نیست . (از ذیل اقرب الموارد، از لسان ).
جذمة. [ ج َ م َ ] (ع اِ) جای بریدگی دست . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (اقرب الموارد). جای بریدن از دست است . (شرح قاموس ). جَذَمَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (شرح قاموس ).
جذمة. [ ج َ ذَم َ ] (ع اِ) پیه بالایین خرمابن و آن نفیس تر باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). بالای دل خرما است و آن نیکوترین اوست . (شرح قاموس ). ◄ جای بریدگی دست . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (شرح قاموس ). جَذَمَه . (منتهی الارب ) (شرح قاموس ). رجوع به این کلمه شود. ◄ خوشه های خرما که در یک قمع برآیند. (از ذیل اقرب الموارد).