جراء
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جراء. [ ج َ ] (ع اِ) جَرّا، جَرّاء. رجوع به کلمات فوق شود. ◄ کودکی دختران . (منتهی الارب ). ◄ فتوت . (از اقرب الموارد). جِراء.(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). کان ذلک فی ایام جرائها؛ اَی صباها. (از اقرب الموارد). ◄ (ص )چابک . دونده به سرعت . سریع السیر. (ناظم الاطباء).