جراحت بند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جراحت بند. [ ج ِ ح َ ب َ ] (نف مرکب ) شکسته بندکن . جراح . رگ بند. آنکه جراحت و زخم را بندد. رِفادَه . (منتهی الارب ) : جراحت بند باش ار میتوانی ترا نیز ار بیندازد چه دانی . سعدی (دیوان چ مصفا ص ٨٠٤). ◄ (اِ مرکب ) پارچه یا نواری که بدان زخم و جراحت را می بندند. (ناظم الاطباء).