جراحت دیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جراحت دیده . [ ج ِ ح َ دی دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) زخمی و خسته . (آنندراج ). خسته و مجروح و کسی که بسیار گرفتار زخم و جراحت شده باشد. (ناظم الاطباء). آنکه زخم یافته . جراحت رسیده : دلم زان عنبرین مو می گریزد جراحت دیده از مو می گریزد. ملاذوقی (از آنندراج ).