جراحت رسیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جراحت رسیدن . [ ج ِ ح َ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) زخم رسیدن . ریش شدن . مجروح گردیدن : گر ز مژگانت جراحت رسدم زود برهاند از آنم غم تو. عطار. جوانمردی را در جنگ تاتار جراحتی هولناک رسید. (گلستان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جراحت رسیدن . [ ج ِ ح َ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) زخم رسیدن . ریش شدن . مجروح گردیدن : گر ز مژگانت جراحت رسدم زود برهاند از آنم غم تو. عطار. جوانمردی را در جنگ تاتار جراحتی هولناک رسید. (گلستان ).