جراحت گزین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جراحت گزین . [ ج ِ ح َ گ ُ ] (نف مرکب ) آنکه جراحت برگزیند. کسی که جراحت دار شدن را ترجیح دهد. جراحت دوست : جراحت گزین را به مرهم چکار. طالب آملی (از آنندراج ). ◄ عاشقی که از تیر مژگان چشم معشوق، ریش ریش و مجروح باشد. (ناظم الاطباء).