جرثومه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جُ ثُ مِ) ۱- اصل و بیخ هر چیز. ۲- ماده. ۳- تخم. ؛ ~ فساد مایه تباهی.مترادفها و واژههای مرتبطاصل، جرثوم، ریشه، مایهانگل، میکربواژه قبلی: جرثومواژه بعدی: جرح