جرح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جَ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- باطل کردن گواهی و شهادت. ۲- زخم زدن، بد گفتن.(جُ) [ ع. ] (اِ.) زخم.مترادفها و واژههای مرتبطجریحه، خستن، ضربپسزدن، ردواژه قبلی: جرثومهواژه بعدی: جرد