جرفاسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرفاسی . [ ج ِ ] (اِخ ) اعین . مولای ابن جرفاس است . وی از روات بود و از حسن روایت کرد و ابوعقیل شاهین حاجب مروزی از او روایت داشت . (از لباب الانساب ).
جرفاسی . [ ج ِ ] (ص نسبی ) منسوب است به جرفاس که نام مردی است و اعین جرفاسی بدو منسوب است . (از لباب الانساب ). و رجوع به جرفاسی و (اعین ) شود.