جزو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جُ) [ ع. جزء ] (اِ.) ۱- نک جزء جز. ۲- سالک راه خدا.مترادفها و واژههای مرتبطبخش، پاره، قسمت، لختعداد، عضو، عضورهرو، سالکواژه قبلی: جزمواژه بعدی: جزور