جستجو کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جستجو کردن . [ ج ُ ت ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کوشش کردن . تلاش کردن . (از ناظم الاطباء). ◄ کاوش کردن . (یادداشت مؤلف ). طلب . تفتیش . تفحص . فحص . بحث : سزد گر بگوئی تو ای نامجوی که آنجا کرا میکنی جستجوی . فردوسی . ور بگیری کیت جستجو کند نقش با نقاش چون نیرو کند. مولوی .