جسوم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جسوم . [ ج ُ ] (ع اِ) ج ِ جسم، بمعنی تن . بدن . کالبد. و هر چیزی که حیّز و مکان دارد. (منتهی الارب ). رجوع به جسم شود: این نمکزار جسوم ظاهر است خود نمکزار معانی دیگر است . مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جسوم . [ ج ُ ] (ع اِ) ج ِ جسم، بمعنی تن . بدن . کالبد. و هر چیزی که حیّز و مکان دارد. (منتهی الارب ). رجوع به جسم شود: این نمکزار جسوم ظاهر است خود نمکزار معانی دیگر است . مولوی .