جعم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جعم . [ ج َ / ج َ ع َ ] (ع مص ) ریختن همه ٔ دندان های شتر از پیری . ◄ بی اشتها شدن به طعام . (منتهی الارب ). ◄ آرزومند گشتن شتر شور گیاه را. (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ) (منتهی الارب ). ◄ طمع کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ سخت آرزومند گشتن بسیارخوار گوشت را. ◄ (اِمص ) درشتی کلام با فراخی حلق . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
جعم . [ ج َ ] (ع مص ) پوزبند بر دهن شتر کردن تا از چریدن و گزیدن بازماند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
جعم . [ ج َ ع ِ ] (ع ص ) بی اشتها به طعام . کسی که میل و اشتها به غذا ندارد. (منتهی الارب ).