جمعه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جمعه . [ ج ُ ع َ / ع ِ ] (از ع، اِ) مجموعة. جمعه از تمر؛ یک مشت از خرما. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ الفت . (منتهی الارب ): ادام اﷲ جمعة ما بینکما؛ ای الفة ما بینکما. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ یوم الجمعة؛ روز آدینه . (منتهی الارب ). هفتمین روز هفته ٔ مسلمانان . (فرهنگ فارسی معین ) (اقرب الموارد). ج، جُمَع، جمعات [ ج ُ/ ج ُ م َ / ج ُ م ُ ]. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ♦ مسجد جمعه ؛ مسجد جامع. ♦ نماز جمعه ؛ نماز مخصوص روز جمعه .نماز جمعه دو رکعت است و وقت آن از اول زوال است تاآنکه سایه ٔ شاخص مثل آن شود، و بقول بعضی از فقهاء واجب است بر هرکه بالغ و عاقل و مرد و آزاد و حاضر شرعی و غیرمبتلای بکوری و بیماری و پیری و هر چیزی باشد که نماز جمعه با آن عسر و حرج پیدا کند و شرط است یافت شدن پیش نمازی که بالغ و مرد باشد و همچنین مؤمن و عادل و قادر بر ایراد خطبه باشد و ولدالزنا و مبتلی بدیوانگی و جذام و برص نباشد و نیز اَعزابی و ختنه ناکرده نباشد، و شرط است که یافت شود چهار نفر غیرامام که بالغ و عاقل و مؤمن باشند و باید که هر یک دور نباشند زیاده از دو فرسخ و بنابر وجوب نماز جمعه کفایت نمیکند آن مگر جمع شود اموری چند که صحت نمازجمعه بدانها موقوف است : ١ - دو خطبه خوانده شود. ٢ - بجماعت کرده شود. ٣ - جمعه ٔ دیگر منعقد نشود که میان دو جمعه کمتر از یک فرسخ باشد. ٤ - مانعی از نمازمانند تقیه و غیر آن نباشد. ٥ - حاضر بودن امام یا نایب خاص لیکن چون این شرط در وجوب عینی است نه تخییری و در امثال این زمان وجوب آن تخییری است و احوط جمع نمودن میان جمعه و ظهر است و واجبست پیش داشتن دوخطبه بر نماز و اینکه امام و خطیب یکی باشد و ایستادن در حال خواندن دو خطبه و نشستن در میان دو خطبه . رجوع به مجمعالمسائل حسن شیرازی ص ٢٤٩، ٢٥٠ و ذخیرةالعباد فیض ص ١١٥ شود.