جنوبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جنوبی . [ ج َ ] (ص نسبی ) منسوب به جنوب . ◄ روز گرم و تابناک . (ناظم الاطباء) : فصل جنوبی، هرگاه زمستان جنوبی باشد یعنی گرم و بارنده و از پس او بهار شمالی باشد یعنی سرد و خشک بیشتر زنان آبستن را بچه بیفتد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). ♦ جنوبی طالع : جنوبی طالعان را بیضه در آب شمالی پیکران را دیده در خواب . نظامی . ♦ جنوبی گرای ؛ که بجنوب گراید : گروهی چو دریا جنوبی گرای که بوده ست هابیلشان رهنمای . نظامی .