جنیور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جنیور. [ ج َ نی وَ ] (اِ) پل صراط را گویند، و بتقدیم تحتانی (یاء) بر حرف ثانی (نون ) هم آمده است . (برهان ). پل صراط که چنودپل و خنپور [ خَم ْ/ خُم ْ ] نیز گویند. (ناظم الاطباء) : ترا هست محشر رسول حجاز دهنده بپول جنیور جواز. عنصری . بپول جنیور که چون تیغ تیز گذار است و هم نامه و رستخیز. اسدی . و در نسخه ٔ حلمی بتقدیم یاء بر نون بر وزن کینور آمده و مثال آن این شعر اسدی است : سیه روی گردد ز جرم گناه سوی جینور پل نباشدْش راه . اسدی . رهی سخت چون جینور تن گداز تهی چون کف زفت روز نیاز. اسدی . رجوع به چنیور شود.