جهانشاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جهانشاه . [ ج َ ] (اِخ ) مظفرالدین (٨٣٩-٨٧٢ هَ . ق .). سومین پادشاه قره قویونلو است و پس از شاهرخ (٨٥٠ هَ . ق .)از اطاعت تیموریان سرپیچی کرد و بعراق عجم حمله بردو مردم اصفهان را قتل عام کرد و فارس و کرمان را متصرف شد و بسال ٨٦٢ علاءالدوله ٔ تیموری را شکست داد و در هرات بتخت نشست . وی بسال ٨٧٢ برای سرکوبی اوزون حسن آق قویونلو به دیاربکر تاخت و بقتل رسید و در تبریزدفن شد. جهانشاه پادشاهی هنرپرور و شعردوست بود و چون شبها را بعشرت بسر میبرد به شب پره معروف شد. رجوع به تاریخ ادبیات ادوارد برون ج ٣ و حبیب السیر شود.
جهانشاه . [ ج َ ] (اِخ ) آق قویونلو. یکی از امرای قره قویونلو که بسال ٨٤١ هَ . ق ./ ١٤٣٧م . بحکومت رسید. رجوع به ترجمه ٔ طبقات سلاطین اسلام لین پول ص ٢٢٦ شود.
جهانشاه . [ ج َ ] (اِ مرکب ) شاه جهان . سلطان عالم .