جهیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جهیر. [ ج َ ] (ع ص، اِ) مرد دیداری . (مهذب الاسماء). صاحب جمال . صاحب حسن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). مرد صاحب منظر. (اقرب الموارد). ◄ سزاوار احسان . مؤنث : جهیرة. ج، جُهَراء. ◄ شیر بی آب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ کلام جهیر؛ سخن بلند. (منتهی الارب ). ◄ بلندآواز. (دهار). مردبلندآواز. (مهذب الاسماء). رجوع به جَهْوَری ّ شود.