جو و جر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جو و جر. [ جو وُ ج َ ] (اِ مرکب، از اتباع ) جوی و جر. از: جو، بمعنی نهر + جر، بمعنی زمین شکافته : گر رحمت خدای نبودی و فضل او افکنده بود مکر تو در جو و جرمرا. ناصرخسرو. رجوع به جوی و جر شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جو و جر. [ جو وُ ج َ ] (اِ مرکب، از اتباع ) جوی و جر. از: جو، بمعنی نهر + جر، بمعنی زمین شکافته : گر رحمت خدای نبودی و فضل او افکنده بود مکر تو در جو و جرمرا. ناصرخسرو. رجوع به جوی و جر شود.